تبليغاتX
▓█●تک سوار پیاده●█▓
خانهایمیلآرشیوRss
Search

قصه من و تو 

موضوع: چهارشنبه ششم تیر 1386 13:15

                                      قصه من و تو آغازش در دفتر

                                    آ رزوها بود و داستانش در دفتر ليلی و

                                        مجنون سروده شد

                      قصه من و تو از آن نيمه شب پر خاطره آغاز شد و

                                               اينك نيز با قصه

                                  دوری در حال نوشته شدن است

                      قصه من و تو آغازی احساسی داشت ، حرفهايی

                                          رويايی داشت ، اما

                           ادامه آن يك داستان عاشقانه و واقعی شد  

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

 

موضوع: سه شنبه پنجم تیر 1386 12:14

تو کـه خودت خوب می دونی که عاشق چشات منم


تو که يادت نمی ياد.ديونه وار دوست دارم

تو کـــــه خودت خوب می دونی.عاشق شعر چشاتم


چـرا اشکــيش می کـــنی تا وقتی که من باهاتم

تو که خودت خوب می دونی.وقتی که بارون ميزنه


تو غبار لـحظــه هــا.ياد تــو فرياد ميزنـه

تو که خودت خوب می دونی.وقتی که بارون ميزنه


اونا لأ لأيی مـی گــن واســه حــرمت چشـات

تو کـه خودت خوب می دونی.لحــظه شمـاری می کنم


برای ديدن تو دنيـارو عـاشق می کــنــم

تو که خودت گفته بودی ديونه وار عـاشـقمــی


چرا يادت نمی يـاد وقتـی کــه عـاشـقـت بـودم

تو که خودت خوب می دونی.دوستت دارم ديـونتـم


برای رسـيـدنـت دنيـا رو بـــلـــوا می کنم ~>H

 

 

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

خيلي سخته  

موضوع: سه شنبه پنجم تیر 1386 12:4

خيلي سخته عاشق كسي بشي اما اون حتي ندونه درد تو

از چشات نخونه قصه غمو علت لرزش دست سرد تو

خيلي سخته زندگيت فنا بشه واسه ديدن يه لبخند رو لباش

واسه گفتن از اميد و آرزو تو سياهي غم انگيز شباش

من نيومدم بگم عاشقتم چون از اين حرفا پر گوش همه

اشتباهه كه ميگن گريه ي زن روي زخماي تنش يه مرهمه

من نيومدم بگم تو هم بيا مثه قصه ها بريم از اين ديار

يا كه خيلي مهربون يه مدتي واسه من اداي عشقو در بيار

تو ميخواي برنده باشي، ميدونم به همه ميگم ببازن جلو پات

هر چي اسپند به آتيش ميكشم تا كه چشمت نزنن، بشن فدات

تو ميخواي پرنده باشي مي دونم يه نفس هواي خوشبختي ميخواي

خودم آسمون هفتمت ميشم تو فقط بگو، بگو باهام مياي

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

دوستت دارم 

موضوع: سه شنبه پنجم تیر 1386 12:1

اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا دشتها و
 رودهاي تشنه را سيراب كنم
 اگرگل بودم شاخه اي از گل تقديم وجودت
 مي كردم
 اگر اشك بودم به پايت مي گريستم
 و اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را
  برايت مي خواندم
 ولي افسوس كه نه بارانم و نه گل و نه
اشك و نه محبت
 ولي هر چه هستم
 دوستت دارم...
نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

گناه من 

موضوع: پنجشنبه دهم خرداد 1386 11:14

شبا به امید چشات چشمامو رو هم می زارم

شاید توی خوابم بیای بشه باهات حرف بزنم

چشام شبا بارونیه به التماسه اون چشات

هی التماست می کنم . فقط برای یک نگاه

حالا دیگه چرخ فلک نمی چرخه به کام من

چه کار کنم . عاشقتم . اینه فقط گناه من

حالا حتی نبودنت برام یه دنیا بودنه

خیال نکن دروغ می گم . اشکام گواه حرفمه

خیال نکن میشه بری یه روزی از خاطر من

می خوام بازم بهت بگم : عاشقتم اینه فقط گناه من

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

دلتنگی  

موضوع: پنجشنبه دهم خرداد 1386 11:5

سر میذارم روی عکست همه اشکامو می بارم

                    واسه گفتنه از تو لحظه ها رو کم می

                    غم تلخ بی تو بودن تو دلم ریشه دوونده

   توی خوابو تو بیداری منو مثل شمع سوزونده

      توی این شبهای خاموش لحظه ها رو میشمارم

 واسه ی دیدن چشمات دیگه طاقتی ندارم

مرهم زخمای قلبم همیشه عشق تو بوده

دل من هزار ترانه واسه ی دلت سروده

        من دلم میخواد همیشه رهسپار قصه هات شم

 توی شهر بی ترحم سپر درد و بلات شم

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

Delam Khe3Yli GelFte 

موضوع: پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 21:35

DigE kHastam. baba Chetor Begam Khastam
az In dONyAYe Kasif KhasTam  . Dige NemiTonam TazaHor Konam.
Dige Taghat Nemiaram Chetor Begam diGe NemiTonam sOze In zaKhMo,
Bi eTenaYiha ,SarzaNeshHa. MasKhareha Ro RahamOl Konam.
NemIdOnam aGe iN AshKha Ro Nadashtam , Dige Ki MitOnest Mano arOm Kone?!
aRe Man To In Bazi KasiFe zendeGi Kam Ovordam .
bOriDam.KhalasKhoDaYa KomaKam Ko

                                            ***

               Chi MishOd alan  Faryad Mizadam Ta Hame BedOnan To In GhaLbe Man Chi Migzare
Delam az Khodam, az in OtaGh, az In Faza Ke Hamash BoYe Gham Mide
az Hame GeLefte... Shaiad asHkhaYi Ke CheshMamO Khis Kardan HamIno Mikhan Began
MIDonin Hich GhoseYi anDaze TanhaYi NemiTone adaMo azar Bede                                         ***

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

سیس.! 

موضوع: پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 21:18

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

                                                              ***     

            

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردمImage

                                          

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

DeLaM GeReFtE  

موضوع: پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 21:14

Mara Begiro Bebar , Delam Gerefte Ghasam Be Eshgh Be Baran Delam GerefteShabihe Panjarejaye Gerefteye Paeez Bebin Che Sade Delam GerefteChe Asan Delam Gerefte Bia Ke Gerye Konim Sabak ShimKojast Rahe Nistan?! Delam Gerefte Bia 2 Tayi Az In Shahre Sard Begzarim Az in Hamishe Zemestan Delam GerefteDobare Boghz , Dobare Hojome Khatereha Dobare Nabodane To...... Bebin Che Ghad Delam Gerefte!

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

 

موضوع: پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 21:12

Image and video hosting by TinyPic

 
     اين روزا حس ميكنم،باز دارم عاشقت ميشم
بد جوري تنگه دلم،وقتي كه تو نيستي پيشم
اين روزا دستو دلم دنبال كاري نمي ره
تا دلم دنبال توست،دنبال ياري نمي ره
اين روزا حال و هوائي ديگه دارم
طاقت يه لحظه دوريتو ندارم
اين روزا كه عاشقم،زندگي قشنگ تره
به روي آرزوهام باز شده يه پنجره
نميشه از عشق تو ديگه من دل بِكنم
همه جا داد ميزنم،آره عاشقت منم
ين روزا حال و هوائي ديگه دارم
طاقت يه لحظه دوريتو ندارم

اي خدااااااااااااااااااا چرا اين همه بد بختي و نوميدي؟ چرا...


 

    

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

ارزو 

موضوع: پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 21:7

ارزو کردم تو باشي، واسه قلب بي پناهم يک

 پناه سرد خاموش،

 که باشه چشم به راهم

آرزو کردم تو باشي قصه زيباي دنيا تو بخوني

 اسم من را ، تو بشي واسم يک رويا

آرزو کردم تو باشي ، هميشه در کنارم وقت خواب

 وبيداري ببينم من روي ماهت اما تو با من نبودي،

از دل سردم نخوندي تو جدا شدي زقلبم ،

 چونکه عاشقم نبودي چقدر آسون شکستن ،

همه درهاي خانه تو آرزوي سردم،

من شدم فقط ديونه تو رها کردي رفتي ،

من تو غصه و دردها گفتي آرزو نداري ،

 که بشي باور دنيام برو اي سفر گزيده ، چاره تو 

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

عاشقت بودم  

موضوع: دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 18:46

دفعه اول تو کوچه ديدمش گفت داداشی ميای بازی کنيم؟بعده اينکه بازيمون تموم شد گفتی تو بهترين داداشه دنيایی،وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو ميديد و ميخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش دارم اما اون گفت تو بهترين دادشه دنيايی وقتی ازدواج کرد من ساقدوسش بودم بازم گفت تو بهترين دادشه دنيايی و وقتی مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه ميتونست حرف بزنه ميگفت تو بهترين دادشه دنيايی چند وقت بعدی وقتی دفتره خاطراتشو خوندم ديدم نوشته عاشقت بودم دوست داشتم اما ميترسيدم بگم برا همين ميگفتم تو بهترين دادشه دنيایی

 

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

چر؟؟ 

موضوع: دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 18:39

اي مسافر غريبـه چرا قلبمـو شكستـــــــــــــــي

رفتيـو تنهام گذاشتى دل به ناباورى بستــــــــــى

اي كه بى تو تك و تنهام توى اين غربت سردى

مى دونم بر نمى گردى شدى همرنگ دورنــگى

همه ي زندگي من اون نگاه عاشقت بـــــــــــود

چرا فكر كردى به جز من يكى ديگه لايقت بــود

رفتى و ازم گرفتى اون نگاه آشناتـــــــــــــــــــو

واسه من عمرى گذاشتى التهاب لحظه هاتــــو

حالا من تنها نشستم با نواى بينوايـــــــــــــــــى

چه غريبن بى تو اينجا اى غريب بى وفايــــــى

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

معنی ایثار... 

موضوع: دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 17:47

اگه با دیدن من غم رو دلت جون میگره

می میرم که تا ابد قلب تو اروم  بگیره

 

اگه با بودن من باغ تو ویرونه میشه

میرم اما میدونم دل بی تو و یرونه میشه

 

فکرنکن که بی کسم خدا به دادم میرسه

کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه

 

مرهمی تو شب چشمات واسه دردم نداری

خورشیدی اما خبر از تن سردم نداری

 

هرچی که درد منه الهی باشه خوشی تون

کاشکی قربونی بشم برای عاشق کشی تون

 

فکر نکن که بی کسم خدا به دادم میرسه

کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه

 

 "واسه تو از تو گذشتم همینه معنی ایثار"

 

 

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

عاشقتم.. 

موضوع: دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 17:36

نمی خوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلي...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم..  onlY HoseInam

چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

قصه دردناک .. 

موضوع: دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 17:32

زیر این طاق کبود یکی بود یکی نبود...مرغ عشقی خسته بود...که دلش شکسته بود...اون اسیر یه قفس...شب و روزش بی نفس...همه ارزوهاش پر کشیدن بود و بس...

تا یه روز یه شاپرک نگاشو به گوشه ای دوخت...چشمش افتاد به قفس...دل اون بد جوری سوخت...زود پرید روی درخت...تو قفس سرک کشید...تو چشم مرغ اسیر غم دلتنگی رو دید...دیگه طاقت نیاورد...رفت توی قفس نشست...تا که از حرفهای مرغ شاپرک دلش شکست...شاپرک گفت که بیا تا با هم پر بکشیم...بریم تا اون

 بالاها ...سوار ابرا بشیم...یه دفعه مرغ اسیر نگاهش بهاری شد...بارون از برق چشااااااش روی گونش جاری شد...شاپرک دلش گرفت وقتی اشک اونو دید...با خودش یه عهدی بست...نفس سردی کشید...دیگه بعد از اون قفس...رنگ تنهایی نداشت...توی دوستی شاپرک ذره ای کم نمی ذاشت...تا یه روز یه باد سرد ..میون قفس وزید...اسمون سرخابی شد...سوز برف از راه رسید...شاپرک یخ زد و یخ...مرد وموندگار نشد...چشاشو رو هم گذاشت...دیگه اون بیدار نشد...مرغ عشق شاپرکو به دست خدا سپرد...نگاهش به اسمون...تا که دق کردش ومرد... .

 

 

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

Gerye 

موضوع: یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 19:18

Gerye
 

وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر می شم

 
وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر می شم

این آخر راه دیگه باید که تنها بمیرم تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم

باید برم باید برم باید که بی تو بپرم اخ چه سنگین می زنه این نفسای آخرم

سکوت من نشونه ی رضایتم نیست می دونی

گلایه هامو می تونی از تو چشمام بخونی

بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم هیچی نگم داد بزنم لبامو رو هم بدوزم

دربدر غزل فروش منم که گیتار می زنم با هر نگاه به عکست انگار من خودم رو دار می زنم

نفرین به عشق و عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو


Doset Daram  Eshgham Sadaf  

نوشته شده توسط •–([_Hا§Ê‡ß TV_])–• | لینک ثابت |

عشق... 

موضوع: جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 23:16

گفتم كه از زندگي خستم 
                                                گفتي كه دل به تو بستم
گفتم اين حرفا دروغه
                                                گفتي با تو زنده هستم
گفتي از دوريت مي‌ميرم،
                                                من به عشق تو اسيرم
 گفتم از عشقت مي‌ترسم،  
                                                 نه اميد و دل شكستم
مي‌دونم وفا نكردم،  
                                                به تو اعتنا نكردم                                       
 مي‌دونم دلت شكستست
                                                 از تموم دنيا خستست
 
يه روزي ميام پشيمون به سراغ تو و عشق                                         
 مي‌بينم عشقي نمونده، زير خاكه هرچي داشتم
نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

خداحافظی 

موضوع: جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 19:20


کم کمک وقت خداحافطی ما از راه رسيده

 هواي تازه ی تنها يی ها از راه رسيده

بغلم کن آخرين بار

وقت رفتن رسيده

يک کمی خنده واسه روزای بارونی دارم

که می خوام توی جيبم نزديک قلبم بذارم

يه بغل خاطره از تو توی کوله بارمه

يک کمی اشک و گلايه لای دستمال پيچيدم

وقتی دلم  تنگ تو شد

غم تو  توشه ی راهمه
                                                            ***

ين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه درد تمومه عاشقا پاي کسي نشستنه اين
روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه مشکله بي ستارها يه کم ستاره چيدنه اين روزا
آسمونمون پر از شکسته باليه جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه اين روزا کار تو
انتضار گذاشتنه سادترين بهانشون از هم خبر نداشتنه اين روزا سهم  عاشقا     
حسرت و بي وفايي جرم تمامشون فقط لذت آشنايی
 

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

داره می میره دلم ... 

موضوع: جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 16:13

اون دوتا مست چشات داره خوابم میکنه
ذره ذره اون نگات داره آبم میکنه
داره میمیره دلم واسه مخمل نگات
همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات
همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات

مثل یک رویای خشک پا گرفتی تو شبام
از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برای
هنوز از هرم تنت داره می سوزه تنم
از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم
دستای عاشق تو منو از نو تازه ساخت
دل نا باور من جز تو عشقی نشناخت

داره می میره دلم ...

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

تو قلب مني 

موضوع: جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 15:41


 

اگر يه موقع

چشمت و باز کردي

 و ديدي که تو يه اطاقه تنگ و تاريکی که

از ديوارش خون مياد و تنهايي نترس چون تو  تو قلب مني

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

دوستت دارم ... 

موضوع: جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 15:32

ميدوني!وقتي بهت فکر ميکنم ديگه توي اين دنيا نيستم .همش خودم رو در کنارت احساس

 

ميکنم. ولي از اين واقعييت هم آگاهم که کنارم نيستي .به خاطر همين شبنمي از اشک

 

روي چشم هام ميشينن و تصوير خيالي تو رو که من توي ذهنم ساختم رو اين ور و اوون

 

ور ميکنن و نمي ذارن قشنگ نگات کنم.


  هميشه ميخوام که کنارم باشي-وقتي بوي تو رو استشمام ميکنم خيالم راهت ميشه.

 

ميخوام که با همه وجودت باور کني که دوستت دارم

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

نامرد 

موضوع: جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 12:40

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه  لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش


دوست دارم    صدفم     

نوشته شده توسط •–([_Hا§Ê‡ß TV_])–• | لینک ثابت |

Del sHikasTe... 

موضوع: پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 13:37

MidOnam 1Roz Meai SoraGham VaGhti az Hame Khaste sHodi

VagHti Harja Rafri RobeRo Ba DarhaYe Baste sHodi

MidOnam 1Roz Meai SoraGham aMa oN rOZa KheYli Dire

MidONam 1Roz Meai SoRagham Va Migi PashImOni Va YavashaKi Meai Kenaram

MidOnam To PicHo Tabe ZendeGi To Ham Khaste SHodi az Bas

  Del sHikasti Toam del SheKaste ShOdi

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

i Love YoU 

موضوع: پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 13:22

    

     دوستت دارم      

                                Agar Kalameye dOset Daram Ghiam alayhe Bandhaye mAno Tost

Agar Kalameye DoSet DaRam Namayeshe EsHghe Khodayie Man NesBat Be Tost

Agar Kalameye Doset Daram raZi kOnande Va TasKin Dahandeye GhaLbhast

Agar Kalameye Doset Daram Payane Hame JoddaYiasT

aGar KalameYe Doset Daram NesHan Dahandeye esHtiaghe RasTine Man Nesbta Be TosT

aGar Kalameye Doset daram Kelide ZenDane Mano Tost

 paS Ba TamOme VoJod Faryad Mizanam

                                   Doset DaramejGham HoseIn

 

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

خیلی سخته.... 

موضوع: پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 13:2

  خيلي سخته عاشق كسي بشي اما اون حتي ندونه درد تو

از چشات نخونه قصه غمو علت لرزش دست سرد تو

خيلي سخته زندگيت فنا بشه واسه ديدن يه لبخند رو لباش

واسه گفتن از اميد و آرزو تو سياهي غم انگيز شباش

من نيومدم بگم عاشقتم چون از اين حرفا پر گوش همه

اشتباهه كه ميگن گريه ي زن روي زخماي تنش يه مرهمه

من نيومدم بگم تو هم بيا مثه قصه ها بريم از اين ديار

يا كه خيلي مهربون يه مدتي واسه من اداي عشقو در بيار

تو ميخواي برنده باشي، ميدونم به همه ميگم ببازن جلو پات

هر چي اسپند به آتيش ميكشم تا كه چشمت نزنن، بشن فدات

تو ميخواي پرنده باشي مي دونم يه نفس هواي خوشبختي ميخواي

خودم آسمون هفتمت ميشم تو فقط بگو، بگو باهام مياي 

 

براي شنيدن صدايي

كه دوستش داري

همين لحظه ها هم بسيار دير است

افسوس خواهي خورد

زماني كه از آن سوي سيم ها

كسي بي احساس ميگويد

بر قراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باشد(خيلي سخته،زجر)

 

دوستون داریم یه عالمه ... 

 

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

چرا؟؟؟ 

موضوع: پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 12:42

تو به من خنديدي ....
و نمي دانستي  ....
من به چه دلهره از باغچه همسايه                 سيب را دزديم .....
باغبان در پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک  ..........
و تو رفتي و هنوز .......
سالها هست که در گوش من آرام آرام
خش خش گامهايت تکرار کنان
ميدهد آزارم ........
و من انديشه کنان                           غرق اين پندارم .....
که چرا ؟                     خانه کوچک ما ....
سيب نداشت  ...........

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

دلشوره ندارم.... 

موضوع: چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 23:40


دلشوره دارم نكنه بگي منو نمي خواي ،دلشوره دارم نكنه ديگه

 پيشم نياي ،دلشوره دارم دل به غريبه بسپاري ،طفلي دلمو

 يه روزي تنها بذاري ، دلواپسيم اينه غمم تنها همينه مگه ميشه

 يه عاشق عشقش و نبينه، دلشوره دارم حرف حسودها رو

تو باور بكني ، گل عشقمون و تو گلخونه نچيده پر پر بكني ،

دلشوره دارم وسوسه شي تو با دروغ هاي رقيب ،پا رو قلب من

بذاري چشم منو تر بكني ،   دلواپسيم اينه غمم تنها همينه

 مگه ميشه يه عاشق عشقش و نبينه ،بشكن عزيزم قفل سكو ت رو

يك كلام بگو با من عاشق مهربوني ،دلشوره و دلواپسي من

 به آخر ميرسه اگه تو بياي پيشم بموني،

دلواپسيم اينه غمم تنها همينه مگه ميشه يه عاشق

عشقش و نبينه

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

شب رسید... 

موضوع: چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 23:36

بازم شب از راه رسید و دلم بی قرار نگاه های مهربونت شد.

ای کاش شب به سر بیاد و طلوع سحر وصال با عشق تو دم بزنه.

چشم های قشنگت رو توی پنجره ی قلبم قاب گرفتم و هر روز صبح مثل -

یه تشنه توی کویر با نگاه به چشمای قشنگت سیراب می شم.

ای کاش می شد قلبم رو بالش خوابت می کردم که تا صبح با صدای قلبم

خوابهای شیرین و عاشقونه ببینی و تموم غم و سختی روز رو فراموش کنی.

تو که کنارمی ضربان قلبم با نگاه تو آروم میشه.

با عشق تو نفسم گرم میشه.

تنها به این امید و آرزو زنده ام که تو سرانجام یه روز میایی و این خونه ی

کوچیک خودت رو که توی سینه ی من جا گرفته گرم و روشن کنی تا چراغش

برای همیشه روشنی وجود من بشه

و در پایان ... ای عزیز دلم تمام زندگی ام باش تا باشم فقط برای تو که...

تویی هستی من

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

گناه من... 

موضوع: چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 22:59

                       شبا به امید چشات چشمامو رو هم می زارم

                     شاید توی خوابم بیای بشه باهات حرف بزنم

                        چشام شبا بارونیه به التماسه اون چشات

                     هی التماست می کنم . فقط برای یک نگاه

                     حالا دیگه چرخ فلک نمی چرخه به کام من

                      چه کار کنم . عاشقتم . اینه فقط گناه من

                        حالا حتی نبودنت برام یه دنیا بودنه

                    خیال نکن دروغ می گم . اشکام گواه حرفمه

                       خیال نکن میشه بری یه روزی از خاطر من

                   می خوام بازم بهت بگم : عاشقتم اینه فقط گناه من

نوشته شده توسط ŜãĐåF | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
هيچكس فكر نكرد كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست و همه مردم شهر بانك برداشته اند كه چرا سيمان نيست و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست و زماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati